رفقا 2/1 ...!

چون که کردی ای مهندس یادی از آن بادساز زان که رفته نصف عمرش در پی سوز و گداز آن که اندام نحیفش در میان کوه و دشت پر طرب سازد درختان، با نوای شیش و هشت قلب جمله کوه مردان، پرتپش از ساز او رقص و پاکوبی کنند از نغمه دمساز او پر زقدرت ، پرتوان و قلدری چون نیبِرو  پر اثر در کهکشان ، سیاره ها کرده دِرو مشتری و زهره و ناهید را افروخته جمله هستی از خروش باد ایشان سوخته الغرض دلبند من، خواندم من این اشعار را تا بیابی ای عزیزم ! راه و چاهِ کار را زندگی و هر چه در او تو بگو بر باد بند پر ز لذت شو ، به آن تو دل مبند شاد باش و لحظه یاب ای جانِ من یار صخره ، یار کوه و غار شو در نارون

با تشکر از همنورد گرامی یاسر خسروی .

/ 1 نظر / 10 بازدید
یاسر

ممنون رضا جان